* لئون بزرگ از دورنگی ها خسته شدم ... .
* کی اشکاتُ پاک میکنه شبا که غصه داری دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری ؟
+
میخورم به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره خودشو مثل سر.ه.ن.گی که فقط 3تا ستاره داره نمیگیره .
میخورم به سلامتی کرم خاکی , نه به خاطر کرم بودنش , به خاطر خاکی بودنش .
میخورم به سلامتی درخت که با ریشه هاش ک.و.نِ زمین رو پاره کرده .
و میخورم به سلامتی همه پدرا و مادرا .
* این روزا داغونیم و همدمون , همون C2H5OH
+
از جانب دوستی , من و 5 تای دیگه به یه مجلس دوستانه دعوت میشویم . (البته همه پسر هستند) . یک ساعت بعد میرویم .
ساعت 2 بعد از ظهر : تا خرخره خورده ام . بقیه رو نمیدونم .
ساعت 5 بعد از ظهر : به خاطر یه سری مسایل پیش آمده مجبور به ترک خانه دوستِ گرام میشویم .
ساعت 6 عصر : داخل مینی بوس ولنجک _ تجریش . بوی گند ا.ل.کل ما مینی بوس رو برداشته . دخترای داشکده دندان پزشکی تو مینی بوس هستند . همه ی صورت ها به طرفِ دیگه برگشته .
ساعت 6:30 : دارم میرم تو اون عالم . سعی میکنم نرم . ولی میرم . دخترا جیغ میزنن . از مینی بوس میایم بیرون .
ساعت 7:37عصر : خونه . داداش این کاره ما به سرعت میفهمه . میگه پاشو برو تو اطاق خودت . (خیلی دقیق شدم ) .
ساعت 8 شب : سر درد ت.خ.م.ی . هوس یه نخ سیگار کرده ام . ولی میخوابم . یعنی میمیرم .
ساعت 2 نیمه شب : دارم تو آتیش ج.هنم میسوزم با خودم میگم اینم جَزام . بیدار میشم میبینم که با ژاکت و پالتو , پتو هم انداخته ام رو خودم .
* ج.ه.نم رو ولللش .
** همه با هم " زکریا متشکریم " (2بار)
+
+
* دیگه دستاتم یادم رفته ...
+
**دلم میخواد تو آزمایشگاه انگل شناسی , مخلوطای انگل و باکتری رو یه نفس برم بالا . اگه منم که زجر کش میشم .
* به سرم زده یه سفر برم مالزی شاید که تغییری در احوالمان ایجاد شد .
+
آخر دنیا بود واسش , وقتی وارد اتاق شد و خواهرش رو دید .
** چگوارا چه گوارا بود .
***حس یه در فلزی زنگ زده ی قدیمی رو دارم که با یاد گذشته هاش , نالش هفت تا کوچه اونور تر میره .
**زرنگی یعنی اینکه تو صف اتوبوس بپری جلوی پیر مرد و رو تنها صندلی خالی بشینی و یه لبخند فاتحانه بزنی که همه بفهمن تو ک.و.ن.ت عروسیه . ؟؟؟
* آیا آخر دنیایی هم وجود داره ؟؟ کی میرسه پس لئون بزرگ ؟؟؟؟
+
* میخوام سعی کنم که واقعا خودم باشم . خود خود خودم .
+
* لئون بزرگ کمکمان کنید لطفا .
+
لئون بزرگ , ما روحمان تشنه است . تشنه به خون کسانی که روحمان را نابود کردند .
* ته مونده هام هم دیگه داره ته میکشه . نه من نمینالم از بد ِ روزگار . هنوز شاید امیدی باشد .
** یک ضرب المثل قزوینی : تا امید هست آرزو نمیکنیم ... .
+
انگار که یه سگ داره تو سرم پارس میکنه و دلم میخواد بزنم مادرشو ... .
این استقلالم که ری.ده .
+
باید دنبال شادی ها گشت ولی غم ها خودشان ما را پیدا میکنند . "نیچه"
+
ص.هدایت
+




